خرید بک لینک

درباره سایت

خواندن ندارد

آخرین مطالب

امکانات وب

انگار با یک چاقوی کند افتاده باشند به جانم. پارهپارهام کنند، خون تمام زمین را بپوشاند، جنازهام بو گیرد؛ اما هنوز زنده باشم.

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 5:06

«وَانْقَطَعَ الرَّجاء» برای بقیهی عمر.

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 5:06

گوشهی اتاق کوچکت پتو را سفت دورت پیچیدهای و آنطور که دلت میخواهد و شاید کمی سبکت کند، گریه نمیکنی. حق نداری گریه کنی. خانه در محاصره است.

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 5:06

هر دفعه که به آن خیابان میرسم، تکهای از تنم را ریزریز میکنم و به خاک برمیگردانم. به خاک خیابانی که یک روز خانهام بود.

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 5:06

یک روز مچ خودت را کنار بشقاب گل سرخی موردعلاقهات میگیری که عوض هویج و کرفس و بادامزمینی و بقیهی چیزهایی که دوست داشتی، قوطی قرص تویش چیدهای.

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 5:06

آقای مسن پشت دخل معتقد بود «فقط یه شجریان داریم. اونای دیگر یا نسبت خانوادگی باهاش دارن یا تشابه فامیلی. مثل خورشید و ماه که یکیان».

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 5:06

سوپ انگشت اشاره، پیشکش برای پادشاه. * رفیقم آن روز گفته بود «اگه افتادی مردی و بلاگفا مثل چند سال پیش ترکید، کجا دنبال آرشیو لعنتیت بگردم؟» و همان روز شروع کردم به بردن چیزهایی که توی بلاگ نوشته بودم

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 5:06

کاش یک نفر خبر خوبی برایمان بیاورد یا کوچکترین نشانه از خبری که حتی راست نیست اما خوب است.

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 5:06

کاش توی قصهای زندگی میکردیم که واقعاً غول داشت. اینجا تا چشم کار میکند، طلسم است و چراغ جادوهای قلابی.

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 5:06

حتی به نصفِ نصف آن پرودگار «جبار» و «منتقم» و «قوی» هم راضی شدهام؛ اما دیگر نیست.

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 5:06

صفحه بندی